سه شنبه، 26 تیر 1397    سال حمایت از کالای ایرانی  
   
 

نیم نگاهی به فرایند حذف آزمون ورودی مدارس تیزهوشان مدارس ابتدایی

« یادگیری » ، به معنای رساندن دانش آموزان به حد مطلوب واستاندارد کفایت وشایستگی مبتنی بر اهداف ساحت های شش گانه ی تربیتی سندتحول بنیادین آموزش وپرورش ، آرمانی است که در بستر « تربیت » وتبدیل استعداد های بالقوه به بالفعل ، به عنوان مقصد مطلوب همه ی تلاش ها ونگاه ها دنبال می شود .
 

بسمه تعالی

نیم نگاهی به فرایند حذف آزمون ورودی مدارس تیزهوشان مدارس ابتدایی

* سعیدربوشه

*راحله محمدی

« یادگیری » ، به معنای رساندن دانش آموزان به حد مطلوب واستاندارد کفایت وشایستگی مبتنی بر اهداف ساحت های شش گانه ی تربیتی سندتحول بنیادین آموزش وپرورش ، آرمانی است که در بستر « تربیت » وتبدیل استعداد های بالقوه به بالفعل ، به عنوان مقصد مطلوب  همه ی  تلاش ها ونگاه ها دنبال می شود .

دراین رویکرد مبتنی بر مدیریت استعدادهای متربیان ، « یادگیری » ، شوق برانگیز ، مادام العمر و  گستره ی منعطف اندیشه ورزی ودرک معناست .

خاستگاه این نوع یادگیری ، مدرسه ای است که طبق توصیف در مبانی نظری تحول بنیادین درنظام تعلیم وتربیت رسمی عمومی (ص 359) یکی ازتجلیات سازمانی آن مقابله با یاس وناامیدی درفضای تقویت کنندگی شایستگی های پایه ی موردنیاز برای حضور فعال ، بانشاط و اثربخش متربیان در زندگی فردی ، خانوادگی و اجتماعی است .

ارکان چنین مدرسه ای اعم از رهبرتربیتی ، معلمان ، اولیا ودانش آموزان پیوسته در تدارک محیط شاداب ، امن ، باکیفیت  ومتنوع برای بروز تفاوتهای فردی در ابعاد مختلف وجودی دانش آموزان هستند . ( مبانی نظری .ص . 350)

تا باتوجه به آزادی عمل متربی در برنامه ها وفعالیت های یادگیری و ارتباط دادن آن  با زندگی واقعی براساس نیازها ، علائق و استعدادهایش ، فرصت درک لذت دانایی و یادگیری ، فراهم و تمهید گردد.

درتحقق این رخداد ارزشی ، تمرکز بر چرخش های تحول آفرین ( مبانی نظری تحول .ص 415) از رقابت های فردی وتنش زا به رفاقت های جمعی و تعالی بخش و همچنین چرخش از انباشت اطلاعات  و حافظه محوری به کسب شایستگی ها در تمام ساحت های تربیت در بستر کشف وشناخت  استعدادها ی دانش آموزان والبته مدیریت بهینه ی آن ، اثرگذار ، نتیجه بخش و موقعیت آفرین می باشد .

دراین راستا یکی از راهکارهای به کارگرفته شده برای کشف وشناخت استعدادها ورهنمونی آن به سمت وسوی رشد وبالندگی ، برگزاری آزمون های ورودی به مدارس تیزهوشان واجرای فرایند جداسازی دانش آموز نخبه از گروه همسال عادی می باشد . سوال اینجاست ؟ آیا تجربه ی این راهکار تاکنون موفق بوده است ؟

در دامنه ی محک های تحلیلی و ملاحظات واقع گرایانه ، نگاه به مدارس خاصی می افتد که باعدم رعایت نرم جهانی ،

 

* دکترای فلسفه تعلیم وتربیت . مدیر آموزش وپرورش منطقه7 تهران

*کارشناس ارشد مدیریت آموزشی

 

باتسری فرهنگ کمیت گرایی درعرصه ی مقایسه ها و رقابت های کمی ، سیطره ی کمیت بر کیفیت را به تصویرکشیده وبه جای پرداختن به موقعیت های یادگیری شادی بخش به خط کشی اجباری میان دانش آموزان می پردازند . شکافی که شادی ، شعف ، میل به کارگروهی ، احساس امنیت ، اعتماد به نفس ، بهبود مهارت های اجتماعی ، کسب عادت های مطلوب جسمانی  وعقلانی دانش آموزان را به درون تاریک خود کشیده و اضطراب و انزوا و ناهنجاری های رفتاری را رونق داده است و اگر در آینده حذف ویا تعدیل شرایط برگزاری کنکور مدنظر برنامه ریزان این عرصه باشد تغییر شیوه نادرست شناسایی  دانش آموزان تیزهوش ویاحتی حذف این روش ، پیش مقدمه ای کارا وموثردر این مسیر  می باشد .

مدارس تیزهوشان علیرغم تلاش بسیار در صیانت از دانش آموزان خود ، نه تنها در الگو سازی استقرار ساحت های شش گانه ی تربیتی نقش برجسته ای نداشته اند که ناخواسته وبراثر نسخه های تجویزی وتمرکز گرا،  در ترویج مدل منسوخ تجاری سازی دانش و بهره برداری ناصحیح از آن سهم گذاشته اند .

برگزاری آزمون با ماهیت انتخاب تعدادمعدودی ازدانش آموزان  ، این معنا رادر ذهن متبادر می سازد که گویی فقط پذیرفته شدگان در آزمون ،  ازشاخص استعداد بهره مندند حال آنکه  در تعریف ماموریت آموزش وپرورش همه ی دانش آموزان واجداستعداد اما درزمینه های مختلف هستند و این آزمون تک بعدی فقط به یک رکن از مشخصات  دانش آموز مستعد می پردازد ورویکرد حاکم در مدارس سمپاد ،  این ماموریت مهم یعنی « شناسایی همه استعدادها درجوانب مختلف وایجادزمینه جهت رشد وبالندگی آن»  را به انحراف برده است .

اگرچه مدارس سمپاد باسعی وسیع در جذب معلمان خبره ، فراهم سازی ساختار فیزیکی مطلوب ، توسعه ی مهارت ورزی دانش آموزان ، در ارتقا  توانمندی های دانش آموزان خود اهتمام داشته اند اما آیا برونداد این مدارس ، افرادی با کفایت وشایسته ، کارآفرین ، نواندیش وخلاق در صنعت ، هنر ، اقتصاد و سیاست می باشند ؟

دانش آموزان این مدارس  در فصل هویت یابی و گاه تربیت  ، به جای «  کودکی کردن در دوره دبستان ، آماده شدن برای زندگی واقعی ، بازی و شادی ، مشاهده  ی اطراف و پرسشگری  ، آرامش در کنار خانواده و دوستان هم کلاسی ، ورزش وتامین سلامت جسم ، کسب تجربه ی زیسته در زیست بوم محل زندگی با رویکرد زیست طبیعی »   ، درفضای تلخ رقابت های افراطی و تنگنای آماده شدن برای آزمون ، به انباشت اطلاعات و محفوظات ابتنا داشته  و خودباوری و هنجارهای مطلوب دوره ی ابتدایی را ازکف داده اند. پس مادامی که برگزاری آزمون ابزاری درخدمت و برای یادگیری نبوده و وسیله ای برای جداسازی دانش آموزان براساس مولفه های مبهم ، تک بعدی و غیر استاندارد باشد مدارس سمپاد مولد سرمایه انسانی به نفع جامعه نخواهند بود .

صیانت از تیزهوشان باایجاد موقعیت  حضور ایشان در جمع گروه همسالان عادی و اثربخشی برای هم کلاسی ها تحقق یافته تر از راهبرد جداسازی آنان درمدارس خاص می باشد . تیزهوشان سرمایه های ذی قیمتی هستند که نحوه ی مراقبت ، تربیت و ارتقا سطح کارآمدی آنان در آینده ، به جز از طریق آزمون های زیان بار   ،   بازاندیشی وتدبیر صاحبان فکر ونظردر عرصه ی  تعلیم وتربیت را می طلبد .

دریک نگاه جامع وفرادید اگر رویکرد برگزاری آزمون به « ارزشیابی تربیتی همه بعدی » تغییر یابد آن گاه در یک همپوشانی منطقی ، در طرحواره ی « عدم جداسازی تیزهوشان از دانش آموزان عادی » ، بهبود ، ترمیم و اعتلای کیفیت فرایندمهم یاددهی - یادگیری حاصل می شود  و مدارس تیزهوشان می توانند در آینده با تجربیات ارزنده ای که تاکنون کسب کرده اند وبارویکرد  جدب دانش آموزان با ضریب هوشی متنوع در همه ی ابعاد هوش های چندگانه ،  نمونه ومصداق مدارس صالح کیفی  باشند .

و آیا رهیافت استراتژی « حذف آزمون مدارس تیزهوشان » ، چیزی به جز  « یادگیری بهتر به جای یادگیری بیشتر» ، «توانایی حل مسئله به جای افزایش معلومات »، « یادگیری برای زندگی نه یادگیری برای آزمون » ،«  لذت بخش نمودن فرصتهای یادگیری نه نفرت انگیزکردن لحظه های یادگیری»  و « کودکانه هایی به رنگ نشاط  و پویایی  و دوستی » ،  می باشد  ؟؟؟

والسلام

بهمن 1396

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط aheydar نوشته شده در تاریخ 1396/12/20